"تمدن اسلامی"، پدر "فرهنگ مکتوب" در تاریخ بشر
روز کتاب / نقش "سیل ترجمه کتابخانه های مسلمین" در ایجاد "رنسانس اروپا" / ۱۴۰۴
بسمالله الرحمن الرحیم
خدمت دوستان، برادران و خواهران عزیز سلام عرض میکنم.
یک پرسشی در جلسههای قبل راجع به فرهنگ مکتوب و شفاهی و همچنین فرهنگ دانشگاهی و آکادمیک مطرح شد. گزارشی که یکی از دوستان خواندند همان گزارشهای ترجمهشده است که در اواخر قرن ۱۹ و در طول قرن ۲۰، در صد، صد و بیست، سی سال گذشته عمدتاً انگلیسیها و فرانسویها و اینها نوشتند. دستکم دو تا مشکل داشته است و دارد؛ یکی سانسور بخشهای اصلی این تاریخ، هم تاریخ دانشگاه و آکادمی و هم تاریخ کتاب و فرهنگ مکتوب و کتابخانهها، حذف بخش اصلی این تاریخ که مربوط به تمدن اسلامی و به طور خاص ایرانی هم بود و دوم بزرگنمایی و مبالغه و حتی جعل تاریخ در مورد بعضی اکتشافات و اختراعات که آنها را آغاز علم جدید، آغاز تفکر تجربی آزمایشگاهی، تفکر عقلی، فرهنگ گفتگو و از این قبیل دانستند.
ترکیب این دو تحریف یا واضحتر بگوییم دروغ، اولاً خلاف اخلاق علمی است و ثانیاً آثار منفیای در ذهنیت تاریخی دو گروه دارد؛ هم در آن جوامع یک غرور کاذب که محصول یک نوع کلاهبرداری به نام تاریخ علم است و در این سو باعث یک احساس حقارت و عقبماندگی ذاتی و تاریخی بشود در حالی که دروغ محض است. یعنی آنچه که به نام تاریخ علم اروپا و تاریخ علم کل جهان که تقریباً در کتابهای رسمی منحصر در آن شده است، برخلاف این جعل تاریخی، تاریخ واقعی علم و تمدن، همین علومی که به نام علوم جدید خوانده میشود و متدولوژی جدید و مدرن اینها، میلادشان زماناً و مکاناً نه در اروپا، بلکه در تمدن اسلامی از جنوب اروپا، شمال آفریقا تا غرب آسیا به خصوص و بعد تا شرق آسیا و آسیای میانه گسترش داشته است. ریشهی مباحث همه آنجا است.
اولین دانشگاهها که دانشگاههای امروز تکاملیافته و ادامهی آنهاست، بیمارستانها، کتابخانههای عظیم، مفهوم چاپ و کتاب، فرهنگ گفتگو، فرهنگ انتقادی و متد تحقیق تجربی هیچکدام از اینها محصول تاریخ اروپا نیست، بلکه همهی اینها از جهان اسلام و از جمله ایران به غرب و اروپا منتقل شد و منتها طور دیگری از آنها تعبیر میشود. من به عنوان یکی از اسناد تاریخی در این باب دوستان را ارجاع میدهم به کتاب «هزار و یک اختراع، میراث مسلمانان در جهان ما» که این کتاب در کمبریج منتشر شد، در انگلستان زیر نظر یک پروفسور مسلمان و شیعهی عراقی، "پروفسور سلیم الحسنی"، تیمهای پژوهشگر گستردهای از جمله در دانشگاه کمبریج. کتابهایی از این نوع ما داشتیم و داریم ولی متأسفانه اینها در کتابخانهها خاک میخورد و توجهی نیست که یک دینامیزم عظیم تاریخی و یک بذر یک جنبش نرمافزاری و تولید علم در جهان اسلام که کلید تمدنسازی است توی همین کتابهاست که تازه بخش باقیمانده و هنوز سانسور نشدهی تاریخ علم و تمدن است.
حالا من اینهایی که دارم عرض میکنم، گویندگان، نویسندگانش مسلمان نبودند، ایرانی نیستند ولی از زیر بار و فشار واقعیت تاریخی نتوانستند جا خالی بدهند و اجمالاً بخشی از اینها منتشر شده که من بدون توضیح به چند نمونه از این اسناد اشاره میکنم. دانشگاههای اروپایی تماماً هم متون و منابعشان در همهی رشتهها و هم حتی معماری این کالجها و دانشگاههای اروپایی قدیمترین دانشگاههای اروپایی، قرن ۱۲، ۱۳، ۱۴ میلادی در آکسفورد، کمبریج، در بلونیا، در فرانسه، ایتالیا و آلمان و جای دیگر همهی اینها کپیبرداری از جهان اسلام است. یکی از قدیمترین دانشگاههای اروپایی و از جمله انگلیسی چون این کتاب در کمبریج انگلستان تهیه شده است، قدیمیترین دانشگاههای اروپایی به سبک امروز که به دانشآموختگانشان مدرک کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا میدادند، همه اینها دستکم از قرن ۱۲ میلادی شروع شده است که میشود قرن ۶ هجری و همه اینها از جنوب اروپا یعنی از ایتالیا و اسپانیای اسلامی (آندلس) که تمدن اسلامی بود، همه از آنجا به سمت شمال اروپا شروع شد و انگلیس و فرانسه آمد و آنچه همین امروز سبکی که تا همین الآن هم در دانشگاههای دنیا در تداوم است، در واقع تداوم همان تجربه و ابداع جهان اسلام است.
در قرن ۱۲ میلادی، از قرن ۱۰ میلادی هم شروع شده است ولی بیشتر قرن ۱۲ به بعد است. موج نهضت ترجمهی عظیمی از کتابهای مسلمین، دانشگاههای اسلامی و تمدن اسلامی که به زبان قرآن، زبان عربی نوشته شده بود و مربوط به ۵۰۰ سال گذشته بود، یعنی ۵ قرن این کتابها و مباحث، ابداعات، اکتشافات، اختراعات، گفتگوها در جهان اسلام مستقر و رو به گسترش بوده است. بعد از ۵۰۰ سال اواخر قرون وسطی و از جمله در جنگهای صلیبی و این قبیل کمکم اروپا با این آثار تمدنی جهان اسلام آشنا میشود و شروع میکنند کتابهایی که در این ۵ قرن تا آن موقع در جهان اسلام نوشته شده است اینها را ترجمه کنند. یعنی آنهایی که از قرن اول و به خصوص دوم هجری در دانشگاهها و کتابخانههای جهان اسلام نوشته شده است، ۵۰۰ سال بعد اینها خبرش به اروپا میرسد و موج عظیم ترجمه این کتابها در رشتههای مختلف شروع میشود. تصادمی بین آن تمدن و دانش فراگیر مسلمین با فضای تاریک قرون وسطایی اروپا، خط ارتباطی برقرار میشود. ترجمهی این کتابها عمدتاً از آندولس یعنی اروپای اسلامی و پیشرفته، از جمله شهرهایی مثل طُلَیطَلِه شروع میشود و یک مرتبه ابتدا رودخانهای، بعد دریایی و اقیانوسی از دانش و روش و پژوهشهای مسلمین در قالب دهها، بعد صدها، بعد هزاران کتاب در همهی رشتههای علمی سرازیر میشود به اروپا و از جنوب اروپا و شمال آفریقا به سمت شمال اروپا میرود. تا آن موقع شما در کل اروپا نه کتابخانهای به معنی واقعی داشتید، نه دانشگاه و حتی مدرسهی عمومی به اینمعنا، بلکه یک تعداد کتابهای محدود عمدتاً کلیسا و مدرسههایی که در واقع مدرسه هم نبود. کودکان، نوجوانانی که در کلیساها که انجیل میخواندند و عملاً نهاد علمی فراگیری اساساً در اروپا وجود نداشت تا قرنها. حتی اگر کسی یک ایدهی علمی، یک فکر جدیدی، حرف تازهای، حتی سؤالی داشت تشویق نمیشد، بلکه سرکوب میشد و مورد تمسخر قرار میگرفت. اگر کسی یک احتمال تازهی علمی را، یک حرفی که ولو الهادی و کفرآمیز نبود، اما چون کلیسا قبول نداشت و پاپ نگفته بود قبلاً، اینها به عنوان یک جرم تا حد الحاد و ارتداد شمرده میشد و بسیاری قربانیان دادگاههای تفتیش عقاید کلیسا و پاپ در قرون وسطی، در اروپا کسانی بودند که به نحوی تمایل به تمدن اسلامی پیدا کرده بودند، افکار اسلامی یا کتابهای در رشتههای مختلف اسلامی را از زبان عربی به زبانهای ابتدا لاتین و بعد زبانهای اروپایی ترجمه میکردند با اینها برخورد کاملاً سرکوبگرانه و تکفیری میشد در حالی که در آن دوران و از قرنها قبلش در جهان اسلام، علم و تفکر علمی و نهاد علمی، دانشگاه، کتابخانه، آزمایشگاه، بیمارستان به طور گسترده تشویق شد. - اینهایی که دارم عرض میکنم، عیناً از روی همین منبع انتشار در کمبریج است که دارد عرض میکنم. الآن اینها تحلیل بنده نیست - زمانی که کتابهای اسلامی و عربی به لاتین ترجمه شدند، خردگرایی و عقلانیت و تجربهگرایی و آزمایش، کمکم مورد توجه قرار گرفت و مخاطبانی در اروپا، حتی درون کلیسا به طور مخفیانه پیدا کرد. بعد هم از طریق فلسفه، از طریق آثار ابنسینا، فارابی و فیلسوفان ایرانی و شیعه و همچنین امثال ابنرشد که فیلسوفان آندلسی بودند، مربوط به همان منطقه بودند، چیزی به نام حکمت مَدرَسی عقلانی یا و فلسفهی دینی و مسیحی با ترجمه و کپیبرداری از روی آثار فیلسوفان مسلمان به وجود آمد و عملاً حکمت مَدرَسی بنیانگذاری شد و یکی از مهمترین علل پیشرفت سریع تمدن اسلامی در هزار سال قبل این بود که تفکر عقلی و تفکر تجربی در زیر نور تفکر وحیانی و دینی چنان گسترش یافت که میتوانستند با تفکر توحیدی به عالم طبیعت، به انسان، جامعه، تاریخ، طبیعت نظر کنند و تمام مسلمات گذشته و قدیمی در شرق و غرب را مورد سؤال قرار بدهند و دوباره با تفکر و تجربه بیازمایند و این که هیچ چیز را ما مسلم و بدیهی نمیدانیم. به سنت گذشتگان به تعبیر قرآن «آباءَنَا الْأَوَّلِینَ» اکتفا و تقلید نمیکنیم و اگر لازم شد همه چیز را از صفر مورد سؤال قرار میدهیم و هرچه که برهان عقلی یا دلیل تجربی داشته باشد به همان میزان که اعتبار معرفتشناختی دارد ما میپذیریم و در همه موارد هم به خودمان حق سؤال و نقدهای حتی رادیکال میدهیم. این خیلی مهم بود. اصلاً این ناگهان هم تفکر علمی هم تفکر دینی را در اروپا و در جهان مسیحیت زیر و رو کرد، بلکه یک نسل جدید و عصر جدیدی را ایجاد کرد.
کتابهایی که ترجمه میشد کمکم از اسپانیای اسلامی آندولس به سمت شمال اروپا گسترش پیدا کرد و همچنین از سیسیل و ایتالیا گسترش پیدا کرد و به پاریس رسید، بعد دانشگاه پادوا، دانشگاه بلونیا و یک مرتبه یک دروازههای عظیمی به روی آینده و به روی آگاهی تحت تأثیر اسلام و تمدن اسلامی باز شد. این گشایش ایجاد شد که میتوان عالم و فیلسوف بود، دانشمند بود میشود عقلگرا و تجربهاندیش بود بدون این که به لحاظ عقلی یا متدیک تناقضی میان خداباوری و دینداری با این متد علمی و تجربی پیش بیاید. در اروپا پیش آمد، در جهان اسلام نه. چرا آن چه دینی است و چگونه خداباوری است که به عیسی مسیح هم احترام میگذارد ولی زیر سایه این دین و در حول و حوش مسجدها بود که نخستین کتابخانهها، مدرسهها، دانشگاهها و حتی آزمایشگاهها شکل گرفت و همه اینها تعریف دینی داشت در حالی که در اروپا از زمان قرون وسطی اینها تفسیر سکولاریستی شد.
خب موج عظیم کتابها و کتابخانههای مسلمین به اروپا سرازیر شد. ابتدا مخفی، قاچاق، جرم از کنترل کلیسا خارج شد و روش عقلانی و عقلایی را و روش تجربی را نه در اروپا در کل جهان، مسلمین این موج جدید را ایجاد کردند و پیشروان علم و فلسفه در ذیل تفکر دینی دنیا را و هم ملکوت را مسلمین با روش استدلالی مورد بحث و گفتگو قرار دادند.
کتابخانههای عظیمی از علوم ریاضی و تجربی و فلسفی تا علوم الهیاتی، دیدگاههای مختلف آزاداندیشانه، گرایشهای مختلف در جهان اسلام و مناظره در مسجد، اینها همه یک تاریخ جدید دیگری را کلید زد، و کمکم در اروپا و سایر نقاط جهان تحت تأثیر تمدن اسلامی که از شرق و مرکز آسیا تا قلب اروپا و شمال آفریقا بزرگترین امپراتوری و حکمرانی بود و علمیترینش و دینیترین، انواع و اقسام مؤسسههای آموزشی و ترجمهی کتابهای علمی از جهان اسلام به خارج از جهان اسلام در شرق و غرب به وجود آمد و این که تا یک مدتی اینها یواشکی یا مدیریتشده در بعضی صومعهها نگه داشته میشد یا پنهان بود، کمکم چون کارکرد خودش را نشان داد، بیرون آمد و پاپها و کلیسا و اروپای مسیحی نتوانستند آن را محدود و سرکوب کنند و به تدریج از دل صومعهها مدرسههای کلیسایی به وجود آمد که خواسته یا ناخواسته متون درسیاش کپیبرداری ناقص یا تحریفشده از متون و منابع جهان اسلام بود.
یک عدهی محدود دانشآموز را با قوانین سختی در کلیساها و صومعهها تحت تعلیمات میگرفتند ولی توی آن مدرسههایی که بعد کلیسا تشکیل میداد که مدرسههای مسیحی بود، فضا بازتر بود و عملاً به همین دلیل هم مساعدتر بود و گسترش پیدا کرد و کمکم تحت تأثیر آن منبع اصلی که جهان اسلام بود سر و شکل پیدا کرد. کمکم مدارس کلیسایی در اروپا، در انگلیس، فرانسه، آلمان و بعضی سرزمینهای دیگر اروپایی به وجود آمد که کمکم در اروپا ظرف چند قرن به تدریج اعتبار پیدا کردند و از نقاط مختلف اروپا کسانی میآمدند آنجا که با دانش و با این روشها آشنا بشوند و یکی از این مؤسسههای آموزشی مدرسه "چارترز" بود، یک مدرسهی مربوط به کلیسا در فرانسه که بعضی از بذرهای گسترش رنسانس در اروپا که بعدها با یک مقداری تحریف و تغییر حتی خیلی بعدتر به انقلاب فرانسه منجر شد، در همین قرن ۱۲ میلادی در اروپا راه را برای ظهور رنسانس هموار کرد از جمله در چنین مدرسههایی بود.
از جهان اسلام آموخته بودند که میشود داستان خلقت را آنطوری که در کتاب مقدس آمده است که با قرآن البته تفاوتهایی و شباهتهایی دارد، میشود با یک نگرش علمی و استدلالی با این نقل کتاب مقدس اینها را سازگار تعریف کرد و دعوای علم و دین، دعوای تجربه و علوم تجربی با کتاب مقدس و انجیل ندارند. یک عدهای هم البته واکنشهای شدیدی نشان دادند در برابر این دیدگاه، درون جامعهی کلیسایی و مسیحی در واکنش به این متد و کتابها و کتابخانههایی که داشت دائم ترجمه میشد از جهان اسلام درگیریهای شروع شد اما در هر صورت، بازار آموزش و آزمایش و اختلاف و گفتگو کمکم گرم شد. به تدریج نشاط علمی در اروپا رونق گرفت و خیلی از سؤالاتی را که بیجواب میدیدند، پاسخ بسیاری از این پرسشهای هم علمی و هم فلسفی را در کتابهای مسلمین پیدا میکردند و شهرهای اصلی و بزرگ اروپا به کتابخانههایی از کتابهایی که همه ترجمه بود از جهان اسلام تبدیل شد. متون علمی لاتین که از عربی ترجمه شده بود و بعضیاش هم از فارسی.
در همین قرن ۱۲ میلادی از دل این مدارس، دانشگاههای مذهبی و مسیحی کلیسا بیرون آمد. یعنی خود کلیسا تا اواخر قرن ۱۳ میلادی، نزدیک ۲ قرن با ایجاد این مدارس و این دانشگاهها مبارزه میکرد و مجوز نمیداد اما وقتی دید که دیگر از کنترل خارج شده و گسترش پیدا کرده است و منافعی هم دارد، کمکم با ایجاد بعضی مدارس و دانشگاهها سعی کرد اینها را در اروپا در طیول کلیسا قرار بدهد. آنقدر دیگر دسترسی به متون علمی ترجمهشده از جهان اسلام گسترش پیدا کرده بود که منابع قابل اعتماد علمی در همهی رشتهها در اختیار جامعهی اروپایی قرار گرفت. دانشگاههایی بر این اساس به وجود آمد؛ دانشگاه سالرنو در جنوب ایتالیا در قرن ۱۱ میلادی که ۵ هجری میشود. کنستانتین آفریقایی از رهبران مسیحیت، محموله عظیمی از کتابها و کتابخانههای اسلامی را از شمال آفریقا چون ایشان اهل تونس بود، محموله عظیمی از این کتابها را در رشتههای مختلف آورد و تا یک تحول و یک انقلابی در خزانهی علمی اروپا ایجاد شود، از جمله کتابهای پزشکی و... به لاتین ترجمه کردند. اینها را از مسجد جامع و دانشگاه قیروان در تونس از کتابخانههای مسلمین آورده بودند. همانها یک انقلاب پزشکی ظرف چند سال در اروپا ایجاد کرد و باب تحقیقات و پژوهش را در چند رشتهی علمی از جمله پزشکی و جراحی به وجود آورد و قبلاً اروپا به طور کامل از چنین منابع پژوهشی نه تنها محروم بود بلکه بیخبر بود! یا دانشگاه مونپلیه در فرانسه مرکز اصلی آموزش پزشکی و نجوم در کل اروپا شده بود و کل کتابهایش ترجمهی طب اسلامی، یعنی کتابهای پزشکی پزشکان مسلمان و نجوم و فضاشناسان و ستارهشناسان مسلمان بود.
کم نیستند کسانی که بارها تأکید کردند رنسانس علمی صنعتی و هم اصلاحات مذهبی، رفرمیسم مذهبی و به وجود آمدن نهضت اعتراض، پروتستانتیسم، همهی اینها و همچنین آغاز یک انقلاب تجاری، تغییر بزرگ تحت تأثیر تمدن اسلامی بود. بخشی از آن در طی جنگهای صلیبی، بخشی از آن تجارتهایی که کمکم رونق گرفت و یک بخش زیربناییتر از طریق ۲- ۳ قرن ترجمه مستمر آثار تا ۵۰۰ سال قبلش، تا آن موقع همزمان از جهان اسلام.
یک نمونهی دیگر که به عنوان یکی از بذرهای اصلی هم رنسانس و هم رفرمیسم مذهبی در اروپا نام برده میشود، مدرسهی کلیسای جامع "نوتردام" است که در قرن ۱۲ میلادی تحت تأثیر موج ترجمهها و دانشجویان اروپایی که میرفتند کشورهای اسلامی توی دانشگاههای آنها درس میخواندند و میآمدند، یک تحول بزرگ اتفاق افتاد. مدرسهی کلیسای نوتردام کمکم به یک دانشگاهی تبدیل شد که با منابع علمیای که از جهان اسلام و از زبان عربی با دقت و سرعت به زبان لاتین ترجمه میشد، تغذیه میشد. اول استادان غیراروپایی را آوردند. بعد کمکم استادان و دانشجویان فرانسوی، ۴ تا دانشکده در پاریس تشکیل شد؛ دانشکدهی هنر، الهیات، حقوق و پزشکی و اینها نخستین دانشگاههای به این سبک در اروپا بود و بعد کمکم از دل این تجربیات و گسترش اینها دانشگاه آکسفورد در انگلستان در آکسفورد تأسیس شد که از قدیمترین دانشگاههای اروپا است. دلیل شکلگیریاش هم اینطور است که هنری دوم از قرن ۱۲ میلادی، اوایل قرن، گفت اعلام کرد دانشجویان انگلیسی نباید بروند پاریس و توی دانشکدههای دانشگاه فرانسه درس بخوانند که آنها قبل از انگلیس، آنها کپیبرداری کرده بودند از جهان اسلام، از ایتالیا و اسپانیا که در جنوب، در اختیار مسلمین بود.
پادشاه انگلیس اعلام کرد دانشجویان انگلیسی دیگر نباید پاریس بروند. ما نباید تحت سلطهی علمی پاریس و به خصوص جهان اسلام باشیم و در ضمن این که کمکم دانشگاه پاریس هم از آن اوج خودش یک مقداری داشت پایین میآمد و عملاً تا یک حدودی راکد شده بود. بعضی از دانشمندان علوم طبیعی که در قرن ۱۲ میلادی در دانشگاه پاریس تدریس میکردند یا از انگلیس رفته بودند ببینند آنجا چه خبر است، گفتند بله، دانشگاه پاریس از آن قلهی ترجمه و نشاط و به روز بودن و ارتباط مستمر آن با دانشگاههای جهان اسلام یک مقداری افول کرده است و دانشگاه فرانسه و پاریس در حال مرگ است. رونق خود را دارد از دست میدهد و دوباره دانشجویان فرانسوی و اروپایی به آندلس و اسپانیای اسلامی شهر طلیطله سرازیر شدند. آنجا مرکز توجه اصلی شده است و اهل تفکر آنجا میروند. لذا اینها از فرانسه و ایتالیا و دانشگاه اسلامی که درس خوانده بودند، اینها را پادشاه انگلیس فرامیخواند و برای تدریس به آکسفورد میروند. کتابهایشان از طلیطله وارد شده بود، همه ترجمه از عربی به لاتین شد، و دانشگاه آکسفورد کمکم پا گرفت.
طرح قدیمترین دانشگاههای اروپا و انگلیس از جمله آکسفورد توسط سه گروه به انگلستان منتقل شد که حتی معماریهی کمبریج و آکسفورد بر اساس جهان اسلام بود. یعنی یک عدهای رفته بودند آنجا درس خوانده بودند، دیده بودند، آمده بودند. یک عده معمار و هنرمند را آنجا یا رفتند یا فرستادندشان. مسافران زیادی توریستی به جنوب اروپا میرفتند و آنجا را که پیشرفته بود میدیدند و برمیگشتند، تقلید میکردند و همچنین جنگجویان نظامیان جنگهای صلیبی که به خصوص اسیر شده بودند، هزاران هزار و اینها بعد دولتهای پادشاهان فرانسه، انگلیس، آلمان، اسپانیا، صلیبیها به اصطلاح پول میدادند، زندانیانشان آزاد میشدند اینها وقتی برمیگشتند، با خودشان یک فرهنگ و یک تجربه جدیدی را میآوردند. مجموع اینها تأثیر گذاشت. کمکم سبک زندگی در شمال اروپا در فرانسه، انگلیس و به خصوص بین روشنفکران و تحت تأثیر دانشگاه اسلامی مثل قرطبه یا کوردوبا بود و کتابهایی که برخلاف کتابهای کلیسایی، همهاش بحث پیشگویی و مبهمگویی و ادعاهای غیرقابل رد و اثبات به لحاظ عقلی یا به لحاظ تجربی، جز اینها چیزی نبود ولی این کتابها و با زیربناهای تفکر دینی احیای تفکر علمی- عقلانی بود. مدرسه کلیسای نوتردام یکی از مدارس بزرگ پاریس بود که متون درسی خود را از مسلمین میگرفت و یکی از نقاط آغازین رنسانس در اروپا بود.
یک بخشی از این کتابها در مورد صنعت و کشاورزی بود که اینها در دانشگاههای کشورهای اسلامی و از ایران تا دمشق و شام، بغداد، تا مصر، قاهره و تا آندولس، جنوب اروپا، اینها تجربیات مختلف، ابداعات و اختراعات مختلف را به هم در قالب کتاب مینوشتند و مورد گفتگو و بحث قرار میدادند و در دانشگاهها تدریس میکردند. یعنی در واقع پایاننامهها و مقالههای علمی بهدرد بخور که مشکلات مردم را، بشر را حل کند، مشکلات جامعهی اسلامی را حل کند نه این که برای پز و ادا و بدون هیچ تأثیری باشد. از جمله اینها کتابهای راهنمای کشاورزی و توازن بومشناختی است که چگونه میشود توازنی در مطالعات زیستشناختی و بومشناسی ایجاد کرد و یک تحولی در پرورش و طبیعت، ایجاد گیاهان جدید، بذرهای جدید و حتی تولید نمونههای جدیدی از حیوانات با مزایای مثبت بیشتر و آسیبهای کمتر.
چگونه کشاورزی و دامداری به شیوهی مقرونبه صرفهتر و در عین حال عادلانه و اخلاقیتر که حقوق حیوان هم رعایت بشود؟ الآن شما ملاحظه کنید حیوانات در دنیا، توی مرغداریها در جاهای مختلف، حیوان را در یک قفسی میگذارند و تمام عمرش حبس ابد است، تکسلول و باید تخم بگذارد! اصلاً این شیوه، شیوهی غیراخلاقی است که قطعاً با نگاه اسلامی سازگار نیست. یک شیوهای ابداع بکنید که بدون این که حیوانات آزار ببینند، شکنجه بشوند، زجر ببینند، اینها در عین حال تولید گوشت و شیر و تخممرغ و محصولات و تولید انواع گیاهان توسعه و گسترش پیدا بکند. بذرهای گیاهان بیشتر محصول بدهد.
شما ملاحظه کنید هزار سال قبل اینها در کتابهای دانشگاههای اسلامی و چه ایرانی چه عرب چه دیگری اینها داشته بحث میشده است و با فاصلهی ۲۰۰ سال بعد، اینها مثلاً به تدریج در اروپا ترجمه شده است که کمکم یاد بگیرند چطور به محیط، به خاک، به گیاه، به آب، به حیوان صدمه نرسانند و محصولاتشان بیشتر بشود. یعنی آزمایش خاک، شیمی خاک، فرسایش خاک و نوع خاک هزار و صد سال پیش در آثار متفکران مسلمان است. اولین شیوههای جدید استخراج آب از عمق زمین، شیوههای جدید مقرون بصرفه آبیاری زمینهای گسترده و از این قبیل. یعنی اولین مدافعان محیط زیست و سلامت طبیعت که در عین حال چه کنیم که طبیعت پُربارتر و پرمحصولتر باشد زمین و آب کمتر آلوده بشوند، کمتر محیط زیست خراب بشود یا اساساً نشود؛ و حیوانات و گیاهان بدون این که به حقوق آنها تعرض بشود، محصولات بیشتری بدهد.
پیامبر اکرم(ص) فرمودهاند این درختهای نخل هم عمههای شما هستند. با اینها با این گیاهان و درختها احساس خویشاوندی کنید، به حقوق گیاه احترام بگذارید. از کنار درخت و گل تشنه عبور نکنید. شاخهی درختان را نشکنید. پیامبر اکرم(ص) مسلمانان را با حقوق گیاهان آشنا کرد. با حقوق حیوانات آشنا کرد. فرمود به حیوانات فحش هم ندهید. بار اضافه روی آنها نگذارید. قبل از این که خودتان آب و غذا بخورید، تشنگی و گرسنگی آنها را تأمین کنید. حیوانی را جلوی حیوان دیگر ذبح نکنید. آن کاردی که میخواهید حیوان را با آن ذبح کنید، جلوی حیوان تیز نکنید. یعنی حتی ملاحظهی عواطف حیوان. پیامبر اکرم فرموده بودند به حیوان حتی وعدهی دروغ ندهید. به حیوانات هم دروغ نگویید. یک شخصی علف گرفت که حیوانها از طویله بیرون بیایند، آمدند ولی به آنها نداد! گفت حالا که وقت غذا نیست. پیامبر(ص) فرمودند خیانت کردی، به این گوسفندان دروغ میگویی؟ آنها به تو اعتماد کردند، فکر کردند تو راست میگویی، دروغ گفتی؟ لذا دانشگاههای مسلمان در آن دوره دنبال این بودند که چگونه با کشف و ابداع، به طور صنعتی یا طبیعی محصولات دامی و گیاهی را کمّاً و کیفاً تقویت و گسترش بدهند، در عین حال حقوق حیوانات و گیاهان چطور حفظ بشود. ببینید اینها استناداتی است که در همین کتابی که خود کمبریج چاپ کرده، نمونههایش ذکر میشود.
نظام تولیدی وسیعی که یک اقتصاد جهانی را در جهان اسلام که بزرگترین قلمرو جهانی بود، مدیریت میکرد. دائم تجارت، صادرات، واردات، توسعه. در عین حال دوستدار طبیعت بود و در عین حال طبیعت را پر محصول میکرد و دائم بذرهای جدید و انواع جدیدی از تلقیح حیوانات و گیاهان، ترکیب انواع خاکها، مدیریت آب، میگوید راجع به شخم زدن، بیل زدن عادی، بیل زدن عمیق، نحوه کلوخشکنی، نحوهی استخراج آب از عمق زمین، به تفصیل در کتابهای کتابخانههای کشاورزی و دامداری دانشگاههای اسلامی هزار و هزار و صد سال پیش توضیح داده شده است.
کمبریج ذکر میکند در ۴۷۹ هجری قمری، ۹۰۰ سال پیش، هزار سال پیش مسلمانان خاک و آب از جمله به نام الفلاحه یعنی کشاورزی را بر اساس کیفیت طبقهبندی کرده بودند. ۱۰ نوع خاک را دستهبندی و طبقهبندی کرده و راجع به ظرفیت و توانایی هر خاک برای پشتیبانی از چه نوع محصولاتی در چه فصلی از سال، در چه نقاطی از سرزمین اینها مناسب است که در این خاک در این فصل این محصول میارزد و خوب جواب میدهد. با توجه به آن منطقهای که کمآب است، اینجا که پرآب است. یعنی برخوردهای کاملاً علمی و آزمایشگاهی و دقیق با رسم شکل، و این که در فاصله ماههای مثلاً فلان تا فلان، مثلاً ماه دی تا خردادماه، یعنی زمستان و بهار، میگوید در فلانجا چهار بار، در فلانجا چقدر میشود کشتزار پنبه داشت. در خاکهای سنگین سواحل مدیترانه، کدام سواحل چه نوع محصولاتی خوب جواب میدهد. در فلان خاک از این منطقهی از سواحل مدیترانه، حتی ۱۰ بار شخم باید زد و از این قبیل.
یک نمونه دیگر، که در طلیطله برای حکومت از طرف "ابن بَسّال" و تیم تحقیق کشاورزیاش نوشته شد. کتاب "ابن عوّام" است که یک گیاهشناس مسلمان اسپانیایی در قرن ۶ هجری است. کل آثار قبلی، ایرانی، یونانی، مصری را در باب کشاورزی از کتابهای مختلف اینها ترجمه کرده بودند. همه اینها را تحلیل میکند، جمعبندی میکند و بعد به نقد اینها شروع میکند. «کتاب الفلاحة» ۳۴ فصل در باب فقط انواع تخصصها در حوزهی کشاورزی و باغبانی و دستورالعملهای دقیق تجربی آموزش میدهد. در این کتاب حدود ۶۰۰ گیاه را به طور دقیق مشخصات و خصوصیات آنها را ذکر کرده است، نقاشیاش را کشیده است و طرز کاشت بیش از ۵۰ نوع درخت میوه، چطور انواع درختها را به هم پیوند بزنیم، خاک چه ویژگیهایی دارد، کدام خاک چطور تهیه شود، انواع کودها و آثارشان، انواع بیماریهای گیاهی و راه درمان آنها، انواع باغبانی، آبیاری، زنبورداری، دامداری و چگونگی چه نوع درختان و چه نوع کشاورزی را با چه نوع دامداریهایی یا مثلاً زنبورداریای میشود تلفیق کرد که به نفع هر دوش باشد. یا در باب نحوه کشت و پرورش زیتون، یک کتاب مفصل نوشته شد.ه بود و اینها کمکم به اروپا ترجمه میشد.
راجع به درمان انواع بیماریهای زیتون، محصولبرداری، خواص زیتون، انواع زیتون، پیوند آن، روشهای شخمزنی، فاصله زمانی شخمها، زمان بذرپاشی، کیفیت پذرپاشی، آبیاری پس از کشت، آبیاری در مراحل گوناگون رشد و نگهداری گیاه، نحوه انواع محصولبرداریها، خب یعنی همه چیز را از ابتدا تا انتها علمی و دقیق پژوهش میکردند و در این کتابها آموزش میدادند. بعضی از این کتابهایی که عرض کردم مثل کتاب ابنعوام در آخر قرن 18 در قرن 19، نیمه قرن 19 حتی اواخر قرن 19 تازه به زبانهای فرانسه و اسپانیایی و انگلیسی ترجمه شده و مورد توجه کشاورزی و دامداری و اقتصاد اروپا قرار گرفته است مثلاً 150- 170 سال پیش؛ در حالی که این نوشته برای 900- 1000 سال پیش است.
یا کتاب دیگری که ترجمه شد و یک تحولی در آموزش کشاورزی و دامداری در اروپا ایجاد کرد، کتابهایی که در رابطه با انسان و طبیعت نوشته شده بود، تقویم قرطبه یا قرطبا میلادی، 960 میلادی بیش از هزار سال قبل که در ماههای مختلف چه فرصتها و تهدیدهایی در طبیعت به وجود میآید؟ جدول زمانی آن چگونه است؟ مثلاً در اسفند این نوع از درختان انجیر را در آن هفته خاص، در آن دو هفته خاص به این شیوه باید پیوند زد. در فلان ماه غلات چگونه رشد خود را شروع میکنند؟ و کاشت نیشکر چگونه است؟ گل سرخ، گل یاس، نوع زودرس و نوع دیررس آن، کیفیت جوانه زدن آن، در فلان ماه بلدرچین در این ماه و در این محیط اگر پرورش بدهید چه خواهد شد؟ کرم ابریشم در چه تاریخی از تخم بیرون میآید؟ شاهماهیها در چه ایامیها به بالادست رودخانه میروند مهاجرت میکنند؟ کدام ماه زمستان برای کشت زعفران، بادمجان، خیار و پنبه در کدام منطقه مناسب است؟ و در چه ماهی اگر میخواهید اسب بخرید در چه ماهی دستور و خرید اسب مناسب است؟ دولت به اینها رجوع میکرد که اگر میخواهیم اسب بخریم چه نژادهایی و در چه زمانی و از کجا بخریم؟ که این تیمهای به اصطلاح پژوهش و تحقیق در حوزه دامداری و کتابهای آنها، میگفتند اگر دولت میخواهد به عنوان مالیات از بعضی از استانها اسب بگیرد در این ماه این نژادها را بگیرند.
وقت کاشت لیموترش، زمان جفتگیری انواع پرندهها و... یعنی تقریباً چیزهایی که همین الآن هم در دانشگاههای به اصطلاح مدرن دنیا به همان شکل و گاهی در همان حد دارد بررسی میشود بعضی از دانشگاههای جهان که در همین حد هم نیست. بخشی هم اگر هست و دقیقتر از این است در تداوم اینها و مدیون اینها بود.
کتابهایی که دانههای غلات بررسی شده است. مثلاً برنج را در چه مکانهایی طلوع آفتاب بکارند. بعد کود خاک آن را از چه نوعی با چه کودی خاک را تقویت کنند؟ فلان گیاه در بهمن و اسفند مثلاً کاشته بشود. مقدار برنجی که در واحد سطح باید کاشته شود و چگونگی این کشت برنج با مشخصات و جزئیات. راجع به مدت زمان آبیاری. این که کدام زمین تا چه حد غرقاب باشد و وقتی بوتههای برنج به چه ارتفاعی رسیدند یا وقتی زمین آب را جذب کرد، چه باید کرد؟ روی بذرها را با چه خاکی و چقدر پوشاند و زمین را غرقاب کرد؟ کتابهایی دیگری در هزار و صد سال پیش در دانشگاههای جهان اسلام که به اروپا ترجمه میشد و کشاورزی و دامداری و اقتصاد اروپا را دچار یک انقلاب کرد و ملتهای فقیر اروپایی را ثروتمند کرد. درباره چگونگی مبارزه با آفات و وجینکاری و راهها و انبارهای محصول، و انواع تهدیدها کتابها نوشتند.
نوع طبخ غذا با انواع گوشت و انواع برنج. یعنی آموزش آشپزی، آشپزی علمی و دقیق با رعایت طعم و مزه و با رعایت رژیم غذایی.- دقت کنید- شما هزار سال پیش کتابهایی در دانشگاههای جهان اسلام دارید که کسانی که دچار فلان بیماریاند، این نوع مثلاً برنج یا چی را مصرف نکنند یا کم مصرف کنند. چه نوع نانی را مصرف بکنند. درست کردن انواع برنج با روشهای مختلف. انواع طبخ برنج با روغن، با کره، با شیر. طبخ مضر، طبخ مفید. کتاب «آشپزی غرب و آندلس» این کتاب در شمال آفریقا نوشته شده است. طبقهبندی و گزارشی از انواع آشپزیها و فهرست و لیست اقسام غذاها با مزهها و طعمهای متفاوت در آندلس اروپای اسلامی، ۱۵۰ نوع غذا با برنج که میتوانند سالم باشند و مضر نیستند و اشتهاآور و لذیذ هستند.
کتابهایی که در حوزهی کشاورزی، انواع کودهای طبیعی و نیمهمصنوعی و شیوه کود دادن و انواع گیاهان را با رعایت تعادل و توازن آموزش میدهند. تا الآن هزار سال بیشتر گذشته است. همین الآن هنوز دارد به همان شیوهها در دنیا کشاورزی میشود. یعنی بسیاری از آنچه که در هزار- هزار و صد سال پیش در آثار کتابخانههای مسلمین در این حوزه بود، همین الآن هم در دنیای غرب و شرق به همان شیوه هنوز انجام میشود.
کتابی که توضیح میدهد چرا بهترین کود، برای فلان محصول کود کبوتر است و طبق معیارها، کود کبوتر صدمهی کمتری به محیط زیست میزند یا نمیزند. در ایران اصلاً همان موقع هم از کود کبوتر زیاد استفاده میکردند. در ایران شما میبینید از قرنها قبل، برجهایی گرد از خشت خام بود و بالایش هم یک برآمدگیهایی مثل منارهی مسجد که برای کبوترها خانه ساخته میشد که هم آنها یک خدمتی به آنها شده باشد و هم از فضله و مدفوعات آنها به عنوان کود کشاورزی استفاده شود. بعضی از سیاحان اروپایی که چند قرن پیش آمده بودند، مثلاً زمان صفویه و اینها، آمده بودند ایران، از جمله بعضی از اینها را دیده بودند، فکر میکرده اینها مثل برجهای قلعههای فئودالها و زمینداران اروپا. فکر میکرده اینجا مثلاً برج مربوط به یک قلعه یا دژ یک ثروتمند اعیان و اشراف است! و باور نمیکرده که اینها برجهای ۲۰ متری و ۳۰ متری برای کبوترها ساختند و این که چه نوع کشاورزی از دلش بیرون میآید؛ و روش پرورش کبوتر که خانههایی مثل کندو که سالی یک بار، دو بار درونش و اطراف برج پاکسازی و تمیز میشد، مدفوع جمعآوری میشد.
در همین کتاب کمبریج میگوید که نمونههایی در ایران هست که ۳۰۰۰ برج کبوتر یا کبوترخانه فقط اطراف اصفهان وجود داشته است و کود اینها، کود ناشی از هزاران هزار کبوتر جمعآوری میشد که ویرانه این برجها هنوز از قرنها قبل هست و از کودهای شیمیایی امروز، بخشی از آنها خیلی مفیدتر و مؤثرتر بوده است.
کتاب دیگری که برای ابنسعد، عُریدبنسعید یا ابنسعید در پایان قرن سوم هجری در اروپای اسلامی (اسپانیا) نوشته شده است. همزمان با جناب زهراوی که یک پزشک فوقالعاده جهانی بود ایشان هم اهل آندلس بود و شیعه بود یعنی از شهر الزهراء دانشگاه شیعیان آندلس تربیت شده بود خودش و خانوادهاش که میگویند امثال پلات که تاریخ علم و تمدن نوشته است میگوید این نمونه کتابی که الآن عرض کردیم در واقع ترجمه ترکیب دو کتاب است. «کتاب الانواء» ابن سعد و کتاب «تفصیل الازمان» و «مصالح الابدان» ربیعبنزید که اینها به زبان لاتین ترجمه شد و روی هم کتاب «تقویم قرطبه» در 961 شد که از جمله به یکی دو نمونه از اینها اشاره کردم.
یک جمعبندی آن این است که میگوید جامعه مسلمان با عشقی عمیق به طبیعت و احترام به حقوق حیوانات و گیاهان، پیشروی جهان در جستجوی راههای آسان و علمی برای زندگی و بهرهوری از منابع طبعی با رعایت توازن بومشناختی بودند و به همین دلیل قرنها اقتصاد جهان بودند و این دانش به دست آمده کمکم به سرزمینهای دیگر از جمله اروپا گسترش یافت و بسیاری از تمدنها مدیون آن هستند و در گامی فراتر از انباشت ساده فنون تمدن اسلامی جزء موفقیتآمیزترین بخش تاریخ زندگی بشر تا امروز بوده است.
کتاب «کاربرد گیاهان» برای رنگآمیزی و پوشاک؛ "لوسی پولِمز"، حالا اینجا حتی عکس بعضی از برجهای کبوتر اطراف اصفهان مربوط به قرنها قبل را که میگوید بهترین کود آلی بودند و اینها را باعث پررونقی مزارع مسلمین بود با کمترین میزان صدمه به محیط زیست و بسیاری از این کبوترها آنجا برای حل خیلی از مسائل آموزش میدیدند یعنی کبوتر نامهبر، که اینها را آموزش میدادند که دقیق صدها کیلومتر بروند و یک پیامی را در تاریخ روز خاص، به شاخص و در مکان خاص منتقل کنند و حتی رمزنویسی و کدنویسی و بحث کشف رمز را هم در ذیل آن اشاره میکند که دیگر الآن فرصتی نیست. این بخش را خاتمه میدهیم تا انشاءالله ببینیم در ادامه به بخشهای دیگری از این منابع اشاره کنیم.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
هشتگهای موضوعی